
صبح روز اول مدرسه است. کیف و لباسها آمادهاند، اما به محض اینکه به در مدرسه میرسید، کودک دستتان را محکم میگیرد و میگوید: «مامان، من نمیخوام برم!» ممکن است گریه کند، به شما بچسبد یا حتی حاضر نشود یک قدم داخل مدرسه بگذارد. در این لحظه، والدین هم ممکن است مضطرب شوند و ندانند که باید کودک را آرام کنند، با او صحبت کنند یا به زور از خودشان جدا کنند.
چرا کودک در روز اول مدرسه گریه میکند؟
این رفتارها در شروع یک موقعیت جدید، بهخصوص برای کلاساولیها، میتواند بخشی از اضطراب جدایی و نگرانی از محیط ناآشنا باشد. خبر خوب این است که با آمادگی قبلی و برخورد درست، میتوان به کودک کمک کرد تا احساس امنیت بیشتری داشته باشد و کمکم با مدرسه سازگار شود.
قبل از شروع مدرسه، اضطراب کودک را کمتر کنید
آمادگی برای روز اول مدرسه بهتر است از چند روز یا حتی چند هفته قبل آغاز شود. صحبت درباره مدرسه را به صبح روز اول موکول نکنید. با کودک درباره اتفاقاتی که قرار است تجربه کند، صحبت کنید؛ مثلاً اینکه چه ساعتی از خانه خارج میشود، چه کسی او را به مدرسه میبرد، در کلاس چه کارهایی انجام میدهد و چه زمانی دوباره به خانه برمیگردد. سعی کنید توضیحاتتان ساده و واقعی باشد. گفتن جملههایی مثل «اصلاً نترس، هیچ اتفاقی نمیافته» ممکن است ناخواسته به کودک این پیام را بدهد که ترسیدن موضوعی عجیب است. به جای آن میتوانید بگویید: «میدونم ممکنه روز اول یککم برات سخت باشه. من هم وقتی وارد جای جدید میشم ممکنه کمی استرس داشته باشم. ولی تو کمکم با مدرسه آشنا میشی.» این نوع صحبت کردن به کودک نشان میدهد که احساساتش طبیعی هستند و در عین حال، قرار نیست اضطراب مانع رفتن او به مدرسه شود.
یک بار مسیر مدرسه را با هم تمرین کنید
اگر امکان دارد، پیش از روز اول، مسیر خانه تا مدرسه را با کودک طی کنید. حتی میتوانید چند دقیقه درباره ساختمان مدرسه، حیاط یا مسیر رفتوآمد صحبت کنید. اگر مدرسه اجازه میدهد، آشنا شدن قبلی با محیط یا معلم نیز میتواند برای بعضی کودکان مفید باشد. هدف این است که در روز اول، همه چیز برای کودک کاملاً ناشناخته نباشد. حتی میتوانید در خانه یک بازی کوتاه راه بیندازید و نقش معلم و دانشآموز را بازی کنید. کودک میتواند یک بار نقش معلم را داشته باشد و شما دانشآموز شوید و بار دیگر نقشها را عوض کنید. این بازی به کودک کمک میکند تا اتفاقهای احتمالی روز اول را در یک فضای امن تمرین کند.
به کودک اجازه دهید نگرانیهایش را بگوید
گاهی والدین برای آرام کردن کودک، خیلی سریع شروع به اطمینان دادن میکنند: «نترس»، «چیزی نیست»، «گریه نکن». اما قبل از آرام کردن، بهتر است بفهمیم کودک دقیقاً از چه چیزی نگران است. از او سؤالهای ساده بپرسید: بیشتر از کدوم قسمت مدرسه نگرانی؟ فکر میکنی وقتی من برم، چه اتفاقی میافته؟ دوست داری روز اول چه چیزی رو با خودت داشته باشی که احساس بهتری کنی؟ اگر کودک پاسخ مشخصی نداشت، اصرار نکنید. گاهی فقط شنیده شدن و در آغوش گرفته شدن برای شروع کافی است.
صبح روز اول مدرسه، خداحافظی را طولانی نکنید
یکی از سختترین لحظهها معمولاً جلوی در مدرسه اتفاق میافتد. کودک گریه میکند و والد هم برای آرام کردن او چندین بار خداحافظی میکند، دوباره برمیگردد، توضیح میدهد و میگوید «فقط برو ببین خوبه، من همینجا هستم.» این خداحافظیهای طولانی ممکن است جدایی را برای کودک سختتر کند. بهتر است یک روتین کوتاه و قابل پیشبینی برای خداحافظی داشته باشید؛ مثلاً در آغوش گرفتن، گفتن یک جمله ثابت و سپس تحویل دادن کودک به فرد مسئول. برای مثال: «دوستت دارم. میدونم روز اول ممکنه کمی سخت باشه. بعد از مدرسه میام دنبالت. الان وقت رفتن به کلاسه.» سپس خداحافظی را ادامه ندهید. البته کوتاه بودن خداحافظی به معنای بیتوجهی به گریه کودک نیست؛ شما احساس او را میبینید، اما در عین حال پیام روشنی درباره ادامه مسیر میدهید.
کودک را به خاطر گریه کردن سرزنش نکنید
جملههایی مانند «ببین بچههای دیگه گریه نمیکنن»، «تو دیگه بزرگی»، «این کارا بچگانهست» یا «اگر گریه کنی، من ناراحت میشم» معمولاً کمکی به کاهش اضطراب نمیکنند. همچنین مقایسه کودک با خواهر، برادر یا دوستانش میتواند احساس ناکافی بودن ایجاد کند. به جای تمرکز روی گریه، رفتار شجاعانه کودک را ببینید: «میدونم دلت میخواست با من بیای، ولی با وجود اینکه ناراحت بودی وارد مدرسه شدی. این کار شجاعانه بود.» هدف این نیست که کودک اصلاً نترسد؛ هدف این است که یاد بگیرد با وجود احساس ترس، میتواند قدم بعدی را بردارد.
اگر کودک به شما میچسبد، چه کنیم؟
چسبیدن کودک به والد در روزهای ابتدایی میتواند نشانه نیاز به اطمینان و امنیت باشد. در چنین شرایطی بهتر است به جای کشیدن دست کودک یا عصبی شدن، احساس او را تأیید کنید. میتوانید بگویید: «میدونم دوست داری من کنارت بمونم. دلت برام تنگ میشه. ولی الان وقتشه بری پیش معلمت.» اگر مدرسه برنامه مشخصی برای تحویل گرفتن کودک دارد، همان برنامه را دنبال کنید و هماهنگی لازم را با مسئولان مدرسه انجام دهید. مهم است که کودک پیامهای متناقض دریافت نکند؛ مثلاً یک روز به دلیل گریه زیاد به خانه برگردد و روز دیگر مجبور به ماندن شود. تصمیم درباره حضور یا بازگشت کودک بهتر است با توجه به شرایط او و هماهنگی والدین با مدرسه انجام شود.
یک وسیله کوچک برای ایجاد حس امنیت
برای بعضی کودکان، داشتن یک وسیله آشنا میتواند انتقال از خانه به مدرسه را راحتتر کند؛ البته به شرطی که قوانین مدرسه اجازه دهد. مثلاً یک دستمال کوچک، برچسب روی دفتر یا وسیلهای ساده که برای کودک معنای خاصی دارد، میتواند حس آشنایی ایجاد کند. البته بهتر است این وسیله جای حضور و ارتباط با والد را نگیرد و کودک بهتدریج یاد بگیرد بدون آن هم در محیط مدرسه احساس امنیت کند.
بعد از مدرسه درباره گریهاش بازجویی نکنید
وقتی کودک از مدرسه برمیگردد، ممکن است اولین سؤال والد این باشد: «گریه کردی؟»، «باز هم ترسیدی؟»، «معلم دعوات کرد؟» بهتر است گفتوگو را با سؤالهای باز و مثبت شروع کنید: امروز کدوم قسمت مدرسه برات جالب بود؟ با چه کسی آشنا شدی؟ امروز چه چیزی برات سخت بود؟ اگر کودک درباره یک اتفاق ناخوشایند صحبت کرد، سریع نگویید «چیزی نیست». ابتدا گوش دهید و اگر لازم بود، برای حل مسئله کمک کنید.
اضطراب کودک را با اضطراب خودتان بیشتر نکنید
کودکان فقط به حرفهای والدین توجه نمیکنند؛ لحن صدا، حالت چهره و رفتار آنها را نیز میبینند. اگر والد از شب قبل مرتب بگوید «وای فردا مدرسهست، ببینم بچهم چطور میشه»، صبح چند بار نگران شود و هنگام جدا شدن گریه کودک را با اضطراب پاسخ دهد، ممکن است کودک هم شرایط را تهدیدکنندهتر برداشت کند. قرار نیست والد وانمود کند هیچ احساسی ندارد. کافی است پیام اصلی این باشد: «میدونم شروع یک مرحله جدید میتونه سخت باشه، ولی تو از پسش برمیای و من هم کنارت هستم».
اگر کودک هر روز گریه کرد چه؟
مم



