جارچی؛ موتور جستجوی هوشمند برای کشف، جستجو و مقایسه کالاها در بازار آنلاین ایران.

مشاهده جارچی
دانستنی های خردسال و کودک

چطور درباره تربیت کودک با همسرمان به توافق برسیم؟

توافق والدین درباره تربیت کودک

چطور درباره تربیت کودک با همسرمان به توافق برسیم؟ تربیت کودک یکی از مهم ترین بخش های زندگی مشترک است و طبیعی است که زن و شوهر همیشه درباره تمام جزئیات آن نظر یکسانی نداشته باشند. هر یک از والدین با مجموعه ای از تجربه ها، باورها، خاطرات دوران کودکی، ارزش های خانوادگی و برداشت های شخصی وارد زندگی مشترک می شود و همین تفاوت ها می تواند در زمان تصمیم گیری درباره فرزند خود را نشان دهد. ممکن است یکی از والدین معتقد باشد کودک باید قوانین مشخص و جدی داشته باشد، در حالی که دیگری آزادی و انعطاف بیشتری را ترجیح دهد. یکی ممکن است روی درس و نظم تاکید بیشتری داشته باشد و دیگری بازی، خلاقیت و آرامش روانی کودک را مهم تر بداند. وجود این تفاوت ها به خودی خود نشانه مشکل در زندگی مشترک نیست، اما اگر والدین نتوانند درباره شیوه برخورد با کودک به یک چارچوب مشترک برسند، ممکن است کودک در موقعیت های مختلف پیام های متناقض دریافت کند.

توافق والدین درباره تربیت کودک به این معنی نیست که زن و شوهر باید در همه چیز کاملا هم عقیده باشند. هدف اصلی این است که بتوانند درباره اصول مهم به یک توافق مشترک برسند و اختلاف نظرهای جزئی را بدون تبدیل شدن به دعوا مدیریت کنند. کودک بیش از آنکه به والدینی کاملا مشابه نیاز داشته باشد، به والدینی نیاز دارد که در موضوعات اساسی هماهنگ باشند، یکدیگر را جلوی او تضعیف نکنند و برای تصمیم های تربیتی مهم، پیام های متناقض ارسال نکنند. در واقع، تفاوت دیدگاه والدین می تواند حتی فرصتی برای شناخت بهتر نیازهای کودک باشد، به شرط آنکه این تفاوت ها به شکل سالم و محترمانه مدیریت شوند. با جارچی همراه باشید.

چرا والدین درباره تربیت کودک اختلاف نظر پیدا می کنند؟

اختلاف نظر درباره تربیت کودک معمولا فقط به خود کودک مربوط نمی شود. در بسیاری از موارد، ریشه اختلاف به تجربه های دوران کودکی والدین بر می گردد. فردی که در خانواده ای بسیار سختگیر بزرگ شده ممکن است تصمیم بگیرد فرزند خودش آزادی بیشتری داشته باشد، در حالی که همسر او که در خانواده ای بسیار بی نظم رشد کرده، ممکن است به دنبال ایجاد قوانین مشخص و ساختار منظم برای کودک باشد. هر دو نفر ممکن است تصور کنند روش خودشان بهترین راه برای جلوگیری از تکرار تجربه های ناخوشایند گذشته است.

تفاوت در ارزش ها نیز می تواند باعث اختلاف شود. برای یک والد، موفقیت تحصیلی ممکن است اهمیت بسیار زیادی داشته باشد، در حالی که والد دیگر بیشتر روی مهارت های اجتماعی، استقلال، اعتماد به نفس یا خلاقیت تاکید کند. اختلاف درباره استفاده از موبایل و اینترنت، ساعت خواب، تغذیه، انتخاب مدرسه، نحوه برخورد با اشتباهات کودک، تشویق و تنبیه، مهمانی رفتن و حتی نوع پوشش نیز می تواند به مرور باعث ایجاد تنش شود.

گاهی نیز اختلاف اصلی نه درباره یک موضوع تربیتی، بلکه درباره احساس مسئولیت است. ممکن است یکی از والدین احساس کند بیشتر بار تربیت کودک بر دوش او قرار گرفته و دیگری در تصمیم گیری ها دخالت می کند اما در اجرای مسئولیت ها حضور کافی ندارد. در چنین شرایطی، اختلاف درباره تربیت کودک می تواند در واقع نشانه ای از یک مسئله عمیق تر در تقسیم مسئولیت های زندگی باشد.

ابتدا درباره ارزش های اصلی به توافق برسید

یکی از بهترین روش ها برای کاهش اختلافات تربیتی این است که به جای بحث درباره تک تک رفتارهای کودک، ابتدا درباره ارزش های اصلی خانواده صحبت کنید. زن و شوهر باید مشخص کنند که دوست دارند فرزندشان در آینده چه ویژگی هایی داشته باشد. آیا استقلال برای آنها مهم است؟ آیا صداقت، مسئولیت پذیری، احترام، مهربانی، تلاش، نظم یا توانایی حل مسئله را مهم می دانند؟ وقتی والدین درباره این ارزش های اساسی به توافق برسند، تصمیم گیری درباره بسیاری از مسائل جزئی آسان تر می شود.

برای مثال اگر هر دو نفر قبول داشته باشند که مسئولیت پذیری یکی از ارزش های اصلی خانواده است، می توانند درباره وظایف متناسب با سن کودک تصمیم بگیرند. اگر هر دو روی احترام متقابل تاکید داشته باشند، می توانند توافق کنند که حتی هنگام عصبانیت نباید کودک را تحقیر یا مسخره کنند. چنین توافق هایی بسیار مهم تر از این است که والدین درباره تک تک جزئیات روزمره دقیقا یک نظر داشته باشند.

بهتر است این گفت و گو زمانی انجام شود که کودک درگیر یک مسئله فوری نیست. در شرایط آرام، زن و شوهر می توانند درباره تصویری که از خانواده مورد نظر خود دارند صحبت کنند. هر یک از آنها باید فرصت داشته باشد توضیح دهد چه چیزهایی برایش مهم است و چرا. در این مرحله هدف پیروز شدن در بحث نیست، بلکه پیدا کردن نقاط مشترک است.

به جای «درست و غلط» درباره روش های مختلف صحبت کنید

یکی از اشتباهات رایج این است که هر یک از والدین روش خودش را تنها روش درست بداند و روش همسر را اشتباه تلقی کند. این نگاه معمولا باعث می شود گفت و گو خیلی زود به دفاع، سرزنش و دعوا تبدیل شود. بهتر است به جای گفتن «تو بلد نیستی با بچه رفتار کنی» یا «روش تو کاملا اشتباه است»، درباره تاثیر احتمالی هر روش صحبت شود.

برای مثال اگر یکی از والدین معتقد است کودک باید خودش اتاقش را مرتب کند و دیگری ترجیح می دهد این کار را برای او انجام دهد، بهتر است درباره هدف نهایی صحبت کنند. آیا هدف آنها ایجاد نظم است؟ آموزش مسئولیت پذیری است؟ یا اینکه فعلا کودک به کمک بیشتری نیاز دارد؟ وقتی هدف مشخص شود، پیدا کردن راه حل میانه آسان تر خواهد بود.

همچنین باید پذیرفت که هیچ روش تربیتی برای همه کودکان و همه موقعیت ها یکسان عمل نمی کند. ویژگی های شخصیتی، سن، شرایط خانوادگی و موقعیت خاص کودک می توانند در انتخاب روش مناسب تاثیر داشته باشند. بنابراین بهتر است والدین به جای دفاع از یک روش ثابت، درباره این صحبت کنند که در هر شرایط چه روشی منطقی تر است.

جلوی کودک یکدیگر را نقض نکنید

یکی از مهم ترین اصول هماهنگی والدین این است که اختلاف نظر خود را تا حد امکان جلوی کودک مطرح نکنند. وقتی یکی از والدین قانونی تعیین می کند و والد دیگر بلافاصله آن را لغو می کند، کودک ممکن است متوجه شود که می تواند از اختلاف والدین به نفع خودش استفاده کند. برای مثال اگر مادر زمان استفاده از تبلت را مشخص کرده باشد و پدر در حضور کودک بگوید «اشکالی ندارد، بیشتر بازی کن»، مسئله فقط افزایش زمان بازی نیست؛ کودک پیامی درباره هماهنگی والدین دریافت می کند.

این موضوع به معنای آن نیست که والدین نباید جلوی کودک هیچ اختلاف نظری داشته باشند. اختلاف نظر طبیعی است. اما بهتر است اختلاف های مهم به زمانی منتقل شوند که کودک حضور ندارد. اگر یکی از والدین با تصمیم دیگری مخالف است، می تواند در فرصت مناسب و به دور از کودک درباره آن صحبت کند و اگر لازم بود در تصمیم بعدی تجدیدنظر شود.

اگر تصمیمی اشتباه بوده یا یکی از والدین در لحظه واکنش مناسبی نشان نداده است، لازم نیست برای حفظ ظاهر، آن تصمیم تا پایان اجرا شود. والدین می توانند بعدا درباره تغییر قانون تصمیم بگیرند، اما بهتر است این تغییر به شکل هماهنگ انجام شود.

قانون های خانواده را مشترک تعیین کنید

قانون های اصلی خانه بهتر است نتیجه تصمیم مشترک والدین باشند. این قوانین می توانند شامل ساعت خواب، استفاده از صفحه نمایش، انجام تکالیف، نظم اتاق، نحوه صحبت کردن با دیگران و مسئولیت های متناسب با سن کودک باشند.

قانون ها باید تا حد امکان واضح و قابل اجرا باشند. اگر قانونی بیش از حد کلی باشد، احتمال اختلاف والدین در نحوه اجرای آن افزایش پیدا می کند. برای مثال عبارت «کودک نباید زیاد با موبایل بازی کند» ممکن است برای هر والد معنای متفاوتی داشته باشد. اما اگر والدین درباره زمان مشخص و شرایط استفاده توافق کنند، اجرای قانون آسان تر می شود.

همچنین بهتر است تعداد قوانین اصلی بیش از حد زیاد نباشد. خانه ای که برای هر رفتار کودک ده ها قانون دارد، ممکن است دائما وارد چرخه تذکر، اعتراض و تنبیه شود. قوانین محدود اما مشخص، معمولا قابلیت اجرای بیشتری دارند.

درباره پیامد رفتارها از قبل توافق کنید

یکی از مواردی که بیشترین اختلاف را میان والدین ایجاد می کند، نحوه برخورد با رفتار نامناسب کودک است. بهتر است والدین قبل از وقوع موقعیت های دشوار درباره پیامدهای منطقی رفتارها صحبت کنند. این کار باعث می شود هنگام عصبانیت مجبور نباشند در همان لحظه درباره تصمیم تربیتی مذاکره کنند.

پیامد رفتار باید تا حد امکان با خود رفتار ارتباط داشته باشد و متناسب با سن کودک باشد. همچنین بهتر است والدین از تهدیدهایی که قادر به اجرای آنها نیستند خودداری کنند. اگر یک والد دائما تهدید کند اما به دلیل مخالفت همسر یا شرایط دیگر آن را اجرا نکند، قوانین خانه اعتبار خود را از دست می دهند.

هدف از تعیین پیامد نباید صرفا ترساندن کودک باشد. هدف اصلی باید کمک به کودک برای درک نتیجه رفتار و یادگیری مسئولیت پذیری باشد. در بسیاری از موقعیت ها، گفت و گو، اصلاح اشتباه و جبران خسارت می تواند از مجازات شدید موثرتر باشد.

اگر یکی از والدین خیلی سختگیر و دیگری خیلی آسانگیر است چه کنیم؟

این یکی از رایج ترین اختلاف ها میان والدین است. در چنین شرایطی معمولا هر طرف تصور می کند دیگری بیش از حد افراط می کند. والد سختگیر ممکن است نگران باشد که آسانگیری باعث بی نظمی و لوس شدن کودک شود و والد آسانگیر نیز ممکن است تصور کند سختگیری باعث ترس، اضطراب یا فاصله عاطفی کودک خواهد شد.

راه حل معمولا انتخاب یکی از دو طرف نیست. بهتر است والدین درباره هدف هر قانون صحبت کنند و ببینند آیا می توان ساختاری ایجاد کرد که هم مرز مشخص داشته باشد و هم انعطاف منطقی. کودک به قانون و مرز نیاز دارد، اما در کنار آن به ارتباط عاطفی، فرصت انتخاب و امکان اشتباه کردن نیز نیاز دارد.

به جای اینکه یکی از والدین کاملا کوتاه بیاید، می توان قوانین را متناسب با سن و شرایط کودک تنظیم کرد. برای مثال ممکن است یک قانون در روزهای مدرسه با روزهای تعطیل متفاوت باشد. این نوع انعطاف می تواند اختلاف میان والدین را کاهش دهد و در عین حال ساختار خانواده را حفظ کند.

درباره تنبیه و تشویق به توافق برسید

والدین باید قبل از اینکه در موقعیت دشوار قرار بگیرند درباره نحوه تشویق و برخورد با رفتارهای نامناسب صحبت کنند. تشویق کودک فقط به معنی خرید جایزه نیست. توجه مثبت، تشکر، تعریف دقیق از تلاش کودک و نشان دادن رضایت از رفتار مسئولانه نیز می تواند نوعی تشویق باشد.

از طرف دیگر، تنبیه شدید، تحقیر، تهدید و خشونت نمی تواند پایه مناسبی برای تربیت کودک باشد. والدین بهتر است درباره روش های آرام تر و سازنده تر برای تعیین حد و مرز توافق کنند. اگر در این زمینه اختلاف جدی وجود دارد، گفت و گو با یک متخصص تربیت کودک یا روانشناس کودک می تواند به والدین کمک کند تا بر اساس نیازهای واقعی کودک تصمیم بگیرند.

مهم است که والدین از تنبیه کودک برای تخلیه خشم خود استفاده نکنند. اگر یکی از والدین عصبانی است، بهتر است قبل از تصمیم گیری کمی فاصله بگیرد و بعد درباره نحوه واکنش فکر کند.

زمانی برای گفت و گوی والدین تعیین کنید

یکی از دلایل ادامه دار شدن اختلافات تربیتی این است که زن و شوهر فقط زمانی درباره تربیت کودک صحبت می کنند که مشکلی پیش آمده است. در این شرایط گفت و گو معمولا همراه با خستگی، عصبانیت و فشار روانی است. بهتر است والدین زمانی مشخص را برای صحبت درباره مسائل فرزند خود در نظر بگیرند.

این گفت و گو لازم نیست طولانی باشد. حتی یک جلسه کوتاه در هفته می تواند فرصتی برای بررسی اتفاقات گذشته و تصمیم گیری درباره هفته آینده ایجاد کند. در این زمان می توان درباره رفتارهای جدید کودک، مشکلات مدرسه، خواب، تغذیه، استفاده از فناوری و موضوعات دیگر صحبت کرد.

همچنین بهتر است مسائل حل شده دوباره و دوباره به عنوان ابزار سرزنش مطرح نشوند. اگر والدین درباره یک موضوع به توافق رسیدند، باید تلاش کنند آن تصمیم را اجرا کنند و در صورت نیاز بعدا بر اساس تجربه واقعی آن را اصلاح کنند.

به تفاوت شخصیت کودک توجه کنید

گاهی اختلاف والدین به این دلیل است که هر کدام رفتار کودک را از زاویه متفاوتی می بینند. ممکن است یک کودک بسیار پرانرژی باشد و والد اول آن را نشانه بی نظمی بداند، در حالی که والد دوم آن را بخشی از شخصیت کودک تلقی کند. یک کودک ممکن است حساس تر باشد و به روش متفاوتی نسبت به خواهر یا برادر خود واکنش نشان دهد.

به همین دلیل نباید قوانین تربیتی فقط براساس مقایسه با کودکان دیگر تنظیم شوند. والدین باید ویژگی های خود کودک را بشناسند و روش تربیتی را تا حد امکان با سن، شخصیت و نیازهای او هماهنگ کنند.

این موضوع به معنی نداشتن قانون نیست. بلکه یعنی قوانین باید قابل انعطاف و متناسب با شرایط باشند. آنچه برای یک کودک مناسب است، ممکن است برای کودک دیگر نتیجه متفاوتی داشته باشد.

اگر اختلاف والدین جلوی کودک اتفاق افتاد چه کنیم؟

گاهی با وجود تمام تلاش ها، والدین جلوی کودک با یکدیگر اختلاف پیدا می کنند. در این شرایط بهتر است اختلاف به دعوای طولانی تبدیل نشود. اگر مشخص است که موضوع نیاز به گفت و گوی بیشتر دارد، می توان ادامه آن را به زمانی دیگر موکول کرد.

همچنین اگر کودک شاهد اختلاف والدین بوده است، بهتر است احساس نکند که مسئول حل مشکل آنهاست. والدین می توانند به شکل ساده توضیح دهند که اختلاف نظر طبیعی است و آنها خودشان درباره آن صحبت خواهند کرد. لازم نیست کودک وارد جزئیات اختلاف شود یا مجبور باشد طرف یکی از والدین را بگیرد.

مهم است که هیچ یک از والدین از کودک برای رساندن پیام به دیگری استفاده نکند. جمله هایی مانند «به پدرت بگو من اجازه نمی دهم» یا «مادرت همیشه تو را لوس می کند» کودک را وارد تعارض بزرگسالان می کند و می تواند فشار روانی زیادی ایجاد کند.

چه زمانی باید از متخصص کمک گرفت؟

اگر اختلاف نظر والدین درباره تربیت کودک به دعواهای مداوم، قطع ارتباط، تحقیر، تهدید یا درگیری شدید تبدیل شده باشد، بهتر است موضوع جدی گرفته شود. همچنین اگر والدین به دلیل اختلاف های تربیتی قادر نیستند هیچ قانون مشترکی ایجاد کنند یا کودک دائما در میان دو شیوه کاملا متفاوت قرار دارد، مشورت با روانشناس خانواده یا متخصص کودک می تواند مفید باشد.

کمک گرفتن از متخصص به معنی شکست والدین نیست. تربیت کودک موضوع پیچیده ای است و گاهی وجود یک فرد متخصص می تواند به والدین کمک کند تا بدون قرار گرفتن در موضع دفاعی، مسئله را از زاویه ای متفاوت ببینند.

اگر اختلاف والدین به خشونت یا ترس جدی در خانه منجر شده باشد، مسئله دیگر صرفا یک اختلاف تربیتی نیست و باید برای ایجاد محیط امن برای کودک و والدین اقدام جدی تری انجام شود.

جمع بندی

توافق درباره تربیت کودک به این معنی نیست که زن و شوهر باید در تمام جزئیات کاملا شبیه یکدیگر فکر کنند. تفاوت دیدگاه میان والدین طبیعی است و حتی می تواند به شناخت بهتر نیازهای کودک کمک کند. چیزی که اهمیت دارد این است که والدین بتوانند درباره ارزش های اصلی، قوانین مهم، شیوه برخورد با رفتارهای نامناسب و مرزهای اساسی به یک چارچوب مشترک برسند.

بهترین نقطه شروع، گفت و گوی آرام و بدون حضور کودک است. والدین باید به جای تلاش برای اثبات اینکه چه کسی درست می گوید، ابتدا درباره هدف تربیت و ارزش هایی که می خواهند به کودک منتقل کنند صحبت کنند. سپس می توانند قوانین محدود و مشخصی برای خانه تعیین کنند و درباره نحوه اجرای آنها به توافق برسند.

همچنین لازم است والدین از تضعیف یکدیگر جلوی کودک خودداری کنند. اگر با تصمیم همسر مخالف هستند، بهتر است موضوع را در زمانی مناسب و دور از کودک مطرح کنند. کودک باید احساس کند والدینش با وجود تفاوت ها، یک تیم هستند و برای ایجاد یک محیط امن و قابل پیش بینی تلاش می کنند.

در نهایت، تربیت کودک یک پروژه یک روزه نیست. ممکن است روشی که در یک سن مناسب است، چند سال بعد دیگر کاربرد نداشته باشد. به همین دلیل والدین باید آمادگی داشته باشند قوانین و روش های خود را با رشد کودک تغییر دهند. انعطاف، گفت و گو، احترام متقابل و توجه به نیازهای واقعی کودک می توانند پایه های یک همکاری سالم میان والدین باشند.

مهم ترین نکته این است که زن و شوهر به جای رقابت برای تبدیل شدن به «والد درست»، تلاش کنند یک تیم تربیتی تشکیل دهند. کودک به والدینی نیاز ندارد که همیشه نظر یکسانی دارند؛ او به والدینی نیاز دارد که بتوانند اختلاف های خود را به شیوه ای محترمانه مدیریت کنند، مرزهای مشخصی ایجاد کنند و در کنار آن، رابطه عاطفی امن و قابل اعتمادی با فرزند خود داشته باشند.

سوالات متداول توافق والدین درباره تربیت کودک

  1. آیا والدین باید درباره همه مسائل تربیتی کاملا هم نظر باشند؟
    خیر. اختلاف نظر طبیعی است. مهم این است که درباره ارزش ها و قوانین اصلی خانواده هماهنگ باشند و اختلاف های خود را به شکل سالم مدیریت کنند.
  2. اگر همسرم بیش از حد سختگیر باشد چه کار کنیم؟
    به جای متهم کردن او به سختگیری، درباره هدف قوانین و پیامدهای آنها صحبت کنید. تلاش کنید قوانینی مشخص، منطقی و متناسب با سن کودک تعیین کنید.
  3. اگر یکی از والدین کودک را خیلی لوس کند چه باید کرد؟
    بهتر است درباره مرزها و مسئولیت های کودک به توافق برسید و روش مشخصی برای برخورد با رفتارها داشته باشید. هدف باید ایجاد تعادل میان محبت، آزادی و مسئولیت پذیری باشد.
  4. آیا می توان جلوی کودک با همسر اختلاف نظر داشت؟
    اختلاف نظر گاهی اجتناب ناپذیر است، اما بهتر است بحث های جدی و طولانی جلوی کودک انجام نشود و والدین درباره تصمیم های مهم در زمان دیگری صحبت کنند.
  5. اگر همسرم قانون من را جلوی کودک لغو کند چه کنم؟
    بهتر است در همان لحظه وارد دعوا نشوید. موضوع را بعدا در خلوت مطرح کنید و درباره یک روش مشترک برای تصمیم گیری در چنین شرایطی به توافق برسید.
5/5 - (1 امتیاز)

نمایش بیشتر
وب گردی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا