
علائم افسردگی پدر بعد از تولد فرزند : وقتی صحبت از افسردگی بعد از زایمان میشود، معمولاً همه ابتدا به مادر فکر میکنند. طبیعی هم هست، چون مادر کسی است که باردار بوده، زایمان کرده، شبهای زیادی بیداری کشیده و بدنش از سر تا پا تحت فشار قرار گرفته است. اما یک واقعیت کمتر شناخته شده وجود دارد که اغلب نادیده گرفته میشود و آن افسردگی پدر بعد از تولد فرزند است. شاید عجیب به نظر برسد، ولی مردان نیز بعد از پدر شدن ممکن است وارد یک دورهی سخت و مبهم از نظر روحی شوند. مطالعات نشان میدهند که این موضوع بسیار رایجتر از آن چیزی است که معمولاً تصور میکنیم.
افسردگی پدرانه چیست؟
افسردگی پدرانه به حالتی از اختلال خلقی گفته میشود که معمولاً در چند هفته یا حتی چند ماه پس از تولد فرزند بروز میکند. این وضعیت ممکن است باعث شود پدر احساس بیحوصلگی، اضطراب، خشم یا حتی بیفایده بودن کند. بسیاری از مردان حتی متوجه نمیشوند چرا اینقدر بیانگیزه یا بیحوصله شدهاند، زیرا اغلب جامعه و خانوادهها تمایلی به شناسایی و جدی گرفتن افسردگی پدران ندارند.
علائم افسردگی پدر بعد از زایمان
علائم افسردگی پدرانه میتوانند گسترده و متفاوت باشند و بعضی از آنها آشکار و بعضی پنهان هستند:
-
بیحوصلگی یا کلافگی دائمی
-
زود عصبانی شدن یا حساس شدن نسبت به مسائل کوچک
-
دوری کردن از شریک زندگی یا فرزند
-
نداشتن انگیزه برای انجام کارهایی که قبلاً لذتبخش بودند
-
خواب زیاد یا بیخوابی
-
نگرانیهای شدید مالی یا عاطفی
-
احساس بیعرضگی یا بیارزش بودن
-
گاهی افزایش مصرف دخانیات یا الکل
نکته مهم این است که این علائم همیشه واضح نیستند و گاهی پشت ظاهر خونسرد یا رفتارهای پرخاشگرانه پنهان میشوند.
چرا پدران ممکن است دچار افسردگی شوند؟
دلایل متعددی میتوانند پدران را مستعد افسردگی پس از تولد فرزند کنند:
-
تغییرات شدید در سبک زندگی و برنامه روزانه
-
کمبود خواب و خستگی مداوم
-
فشار مالی و نگرانی از تأمین خانواده
-
احساس طرد شدن یا بیتوجهی از طرف همسر
-
نداشتن زمان کافی برای خود
-
گاهی خود تولد فرزند باعث زنده شدن ترسها و عقدههای قدیمی ذهن پدر میشود
همچنین اگر پدر پیشتر زمینهی افسردگی داشته باشد یا همسرش دچار افسردگی پس از زایمان باشد، احتمال بروز افسردگی در او افزایش مییابد.
چرا افسردگی پدرانه اغلب نادیده گرفته میشود؟
بسیاری از مردان بلد نیستند درباره احساساتشان صحبت کنند یا فکر میکنند اعتراف به حال روحی ضعیف، نشانه ضعف است. جامعه معمولاً مردان را به عنوان ستون خانواده میشناسد که باید همیشه قوی، خونسرد و بیصدا باشند. نتیجه این میشود که مردانی که افسرده هستند، سکوت میکنند و به حال بد خود عادت میدهند.
چه کارهایی میتوان انجام داد؟
1. شنیدن بدون قضاوت
به حرفهای پدر زندگی خود گوش دهید، حتی اگر در ابتدا با غرولند همراه باشد. پشت این غرولند ممکن است یک درد جدی پنهان شده باشد.
2. تشویق به کمک گرفتن
مراجعه به مشاور یا رواندرمانگر یک قدم بزرگ و منطقی است. نیازی نیست تا بحران جدی پیش بیاید تا سراغ درمان برویم.
3. تقسیم مسئولیتها
با مشارکت در کارهای خانه یا مراقبت از فرزند، حس مفید بودن و تعلق پدر افزایش مییابد.
4. اختصاص دادن زمان به خود پدر
همانطور که مادر نیاز دارد گاهی تنها باشد، پدر نیز نیاز دارد کمی دور از دغدغهها و فشارها، ذهن خود را آزاد کند.
5. ایجاد فضای امن برای حرف زدن
به پدر اجازه دهید احساسات واقعی خود را بدون ترس از قضاوت بیان کند. جملاتی مانند «چه شده؟» یا «این حرفها برای مردها زشت است» میتوانند بسیار مخرب باشند.
جمع بندی
پدر شدن، مانند مادر شدن، یک تغییر بزرگ است که همراه با ترسها، مسئولیتها و فشارهای جدید است. اگر پدری بعد از تولد فرزندش دیگر همان فرد همیشگی نیست، خنده کمتری دارد، بیقرار است یا از همه فاصله گرفته، این موضوع باید جدی گرفته شود.
افسردگی بعد از زایمان تنها مخصوص مادران نیست. سلامت روان پدر به اندازه حضور فعال و تأثیر او در زندگی کودک اهمیت دارد و مراقبت از آن برای رشد سالم فرزند و آرامش خانواده ضروری است.